شبیهِ دستِ نحیفی به دامنی که نبود
شبیهِ اشک به دامانِ آن زنی که نبود
شبیهِ حسِ غریبی که او شبیهِ تو نیست
شبیهِ گرمیِ آغوشِ آن تنی که نبود
بگیر دستِ مرا خسته است بس چرخید
به پیچ و تابِ بلورینِ گردنی که نبود
مرا رها کند او تا کشد ز تنهایی
چگونه شرح دهم ظلمِ دشمنی که نبود
هزار مرتبه گرییده ام به لبخندی
بخوان سرودِ دلم را ز شیونی که نبود
شدم شبیهِ وجب در وجب شکوهِ وطن
و افتخارِ تعلق به میهنی که نبود
سهراب پرواز
کبوتر...ما را در سایت کبوتر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 88