سخن بگو ببینمت
که مانده ای و جایِ پایِ عابران به سینه ات
بمیرمت !
ببین که گَردِ شب نشسته بر نگاهِ پاکِ تو
سخن بگو زِ صبحدم.
تورا به اشک هایِ آسمان و من
به جانِ عاشقانه ها
که خوانده هر مسافری به گوشِ تو
سخن بگو،
به گوشِ من
ببینمت
که موچ هایِ بی قرار
چگونه سر به دامنِ تو می نهند
تو آخرین پناهِ هر شمسته دل،
صبورِ من،
سخن بگو ز صبحدم !
سهراب پرواز
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 23:25  توسط سهراب پرواز |
کبوتر...ما را در سایت کبوتر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 111